درباره نویسنده

ساناز رمضانی

ساناز رمضانی

لیسانس اقتصاد و فوق الیسانس سینما. ازبچگی با سینما یادگرفتم تنهایی مو جشن بگیرم و تو دنیای آدمهای فیلمها غرق بشم. یه جایی دیگه فقط فیلم دیدن کافی نبود. این شد که مسیرمو عوض کردم و تصمیم گرفتم تخصصی سینما رو بشناسم. چرخش روزگار هم انقدر مهربون بود که منو به گروه نماوا اضافه کنه.

مطالب مرتبط

5 دیدگاه

  1. 4

    نیما صالحی

    فراستی از آن دسته توابین (ی) است که باید او را روان شناسی کرد تا به علت نقدهایش پی برد. نمی شود که یک منتقد با آن گذشته اش!!!! تمامی فیلم هایی که نقد جامعه، سیاست و ناراستی ها می کنند را با چوبش بنوازد و فیلم هایی سطحی همچون «اخراجی ها» و «قلاده های طلا» را به عرش آسمان برد. یه جای کار می لنگد!!!!

    پاسخ
  2. 3

    حسین

    ظلی پور کجاش فراصتی رو نقد کرد ! ؟ از همون اول شروع کرد به بی احترامی. ضمن اینکه اگه ۴ تا دونه مطلب در مورد نقد میخوندید متوجه میشدید وقتی یک اثر رو نقد میکنن سراغ خالق هم میرن و بررسی شخص در کنار اثر هم انجام میشه.

    پاسخ
  3. 2

    امیرحسین رمضانی

    علت قسمت اول مطلبتون رو نمی فهمم. (حالا چه محکوم به اعدام بوده یا هرچیز دیگری.) چیزی شبیه به ازدواج مجدد فراستی که تو تلویزیون گفته شد. برای کوچک تر کردن یک شخص.
    در قریب به اکثر برنامه هایی که من دیدم فراستی از نقد اثر شروع می کنه و در ادامه به نقد شخص هم گاها میرسه. اما از اثر شروع می کنه.
    نوشته هم دارای غلط املایی و نگارشی هست. :)))

    پاسخ
    1. 2.1

      بهنام

      دقیقا! کاملا با این نظر موافقم
      خانم رمضانی! گفته بودم منتظر قسمت نقد دومتون می مونم ولی وقتی نقد دومتون رو خوندم کاملا ناامید شدم…نمیخواستم نظری بدم و حرفهای قبلیمو تکرار کنم ولی خب شاید تکرار یک انتقاد تاثیرش بیشتر باشه.
      با وجود اینکه همیشه وقتی میام بلاگ نماوا دنبال نقدهای شما میگردم ولی با نهایت احترام؛ این نقدتون حداقل من رو ناامید کرد.

      پاسخ
  4. 1

    محمد علی تحریری

    نظر نویسنده در مورد اتفاقات حال و گذشته کاملا صحیح و متاسفانه بازگو کننده حقیقتی تلخ است که بر میگردد به مشکل اساسی جامعه ما که همان فقر فرهنگی ست که به این راحتی نمیشود از آن رها شد. زمانی که هیچ کس سر جای خود نباشد به مانند مدیران صدا و سیما که با فرهنگ یک جامعه بازی خطرناکی را شروع کرده و بی تفاوت با آن به پیش میروند و این خود به تنهایی نمونه ای از یک مشت در خرواری به بزرگی ایران ماست.
    چرا ما با دیدن برنامه ظلی پور و فراستی ، هر دو را در نقش ظالم و مظلوم میدیدیم ، در جایی از برنامه مجری را بی شرم و در جایی مهمان را محق اینگونه ادبیات میدانیم چرا که خود نماد این نوع گفتگو هاست .گفتگو هایی که باید ادب را فراموش کرد، چشم ها را بست و هر حرفی را بی پروا به زبان آورد همان کاری که مجری با او کرد. آن مدیرانی که در خواب هستند با دیدن این برنامه باید بیدار شده باشند مگر اینکه خود را به خواب زده باشند.

    پاسخ

ارسال یک نظر

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

تمامی حقوق این سایت متعلق به وبسایت نماوا است. تماشای فیلم تماس با ما