درباره نویسنده

ساناز رمضانی

ساناز رمضانی

لیسانس اقتصاد و دانشجوی کارشناسی ارشد سینما، دانشگاه تربیت مدرس. مهم ترین اتفاق زندگیم وقتی افتاد که اودیسه فضایی کوبریک رو دیدم و چشمام برق زد. همون موقع بود که فهمیدم راهو اشتباه اومدم. بعد از یه تغییر مسیر کوچولو، حالا اینجام.

مطالب مرتبط

6 دیدگاه

  1. 1

    اسماعیل

    فیلم بسیار مسخره ای بود حیف پولی که خرج این فیلم شده . اصلا هیچ مفهومی نداشت ، خب آخرش که چی ؟ چی شد اصن ؟ جریان از چه قرار بود اینا کی بودن اون پلیس کی بود و چرا گذاشت اینا برن ؟ در آخر چرا محمد رضا گلزار خودشون انداخت پایین اصلا انداخت یا نه ؟ و کلی سوال دیگه به نظر من مذخرف بود فیلم باید محتوا داشته باشه و در آخر هم یک پیامی به مخاطب برسونه این که اصلا هیچی نداشت .

    پاسخ
  2. 2

    رضا

    در این که کل فیم اوهام چند جوان بود شکی نیست. شادی بعد از گل مستقیما به مخدر گل مربوطه.
    از تحلیل خانم رمضانی خوشم اومد. به نظر فیلم سعی در پست مدرن بودن داشت مهم ترین دلیلش هم گیج بودن و دست و پا زدن سازنده برای استفاده از هرچیز که در ذهن جوانان امروز خفن محسوب میشه هست. پینک فلوید، کلاب ۲۷ ساله ها، مسائل سیاسی روز، مثلا خفن بودن و ریکلس بودن کامی، مهم نبودن هیچ چیز، بی اهمیت بودن، حس باحال بودن آرینه و نوبهار، موزیک خارجی گوش کردن و …
    به نظرم اگر سازنده روی یک موضوع فوکوس میکرد بهتر بود.

    این فیلم به نظرم انتهاش باز نبود بر خلاف اینکه سعی میکرد باشه. مشخصه که گلزار پرید وگرنه لب بوم ایستادن گلزار و بعد صدای هول شدن و تعجب آرینه و نوبهار اگر نشانه پریدن گلزار نباشه قطعا نشانه توهین به شعور مخاطب تلقی میشه و بعید میدونم سازنده مخاطبین خودش رو بیشعور بدونه.

    در کل من از فیلم خوشم اومد حس و حال باحالی داشت. البته آیتم سلیقه رو نباید نادیده گرفت. شاید بعضیا خوششون نیاد.

    پاسخ
  3. 3

    مینا. نمین

    موافقم با نقد به جا و درست منتقد. یه فیلم آشفته و بی سر و ته که فقط ادای سورئال بودن رو در میاره.

    پاسخ
  4. 4

    امیرعلی فاطمی

    به نظر من گلزار بُعد مخوف و ترسناک تهران نیست، بلکه داره نقش ابلیس و شیطان رو ایفا میکنه و توی فیلم هم به صورت های مختلف این مساله بروز پیدا میکنه مثل تاکید بر جمله ((اینم منم…))، یا عاشق صدای هیتلر بودن و ارتباط با اکثر جنایتکارای طول تاریخ در زمان های مختلف و یا بکار بردن جلوه ی رنگ آبی برای فریم ها و سکانس هایی ک گلزار حضور داره که نقش گلزار رو متمایز کنه که این خودش جای تامل داره که معمولا برای نشون دادن شخصیت های منفی از رنگ قرمز استفاده میشه ولی احمدزاده برای اختصاصی کردن حضور گلزار از رنگ آبی یخ که در ضمیر ناخودآگاه مخاطب، خنثی و بی اثر بودنه گلزار رو تثبیت میکنه استفاده میکنه، البته میتوان از این دید نگاه کرد که شیطان یا ابلیس نقش اجرایی در کار ندارد و فقط به افراد خط میدهد و این افراد هستند که انتخاب میکنند و قرمز میشن.
    از دیدگاه اجتماعی سناریو، نکته جالب این است که آرینه و نوبهار و کامی با اینکه نشان دهنده جوانان عصیان گر و قانون گریز هستند ولی در مواردی با نظام اسلامی ایران کاملا موافق و همسو میشوند حتی به نوعی کاسه داغ تر از آش میشن مثل دیدگاه راجب بمب اتمی و انرژی هسته ای یا فیلم آرگو. که البته همه ی موارد بدون دلیل قانع کننده است ونشون دهنده اینه که این افراد بدون آگاهی از اعتقاداتشون دفاع میکنن، یا مست رانندگی کردن آرینه که در تمام دنیا ممنوع است ولی آرینه با تکیه بر اقلیت دینی بودنش کار خود رو توجیه میکند.
    نکته دگ که جای فکر داره و دلیلش معلوم نیست تکیه بر عدد ۲۷ هست که هم نوبهار ۲۷ ساله است هم دری که در تونل گلزار انتخاب میکنه در شماره ۲۷ است، حتی اشاره به افرادی که در ۲۷ سالگی خودکشی کردند…

    سکانس هایی که گلزار حضور داشت فریم و جلوه ی فیلم رنگ آبی به خودش میگرفت که

    پاسخ
  5. 5

    بازینام

    فیلمی درحد متوسط …

    پاسخ
  6. 6

    نوید20

    فیلم افتضاح بود.نقد شما خوب بود.حتی اگر منظور نویسنده و کارگردان این بوده که محمدرضا گلزار تهران مخوف بوده پگاه آهنگرانی تهران مریض بوده.ترانه علیدوستی زیبایی تهران بوده.و مهرداد صدیقیان بی تفاوتی تهران بوده که آخر ترانه علیدوستی همان زیبایی پیروز می شود.این برداشت رو احمد زاده نتونسته به مخاطب برسونه شما برو دره سینما بایست از هرکی زد بیرون بپرس شاید از هزار نفر یک نفر این برداشتو کنه.در کل فیلم مضخرف و مسخره ای بود.

    پاسخ

ارسال یک نظر

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

تمامی حقوق این سایت متعلق به وبسایت نماوا می‌باشد. تماشای فیلم تماس با ما